تبليغاتX
kAKtoO$ E fRoSHi

kAKtoO$ E fRoSHi

فقط با چشم دل می توان درست دید .... آنچه اصل است از دیده پنهان است

هی شماها که میاید و میرید و حتی یه نظر و حتی یه اسمم از خودتون نمیگید از این به بعد خواهشمندیم یه اسم حداقل بگین

مجبور میکنن آدم به حضور و غیاب.................................

BY 90/10/07TIME BY MAH$A| |

من نمی دانم .... ساعتها خسته نشدند ؟ پس چرا من اینهمه خسته ام ؟ به خواب ابدی نیاز دارم ... دیگر گناه بس است . آن قدر جمع کرده ام که در اعماق جهنم قصری بسازم و تا ابد در آن زندگی کنم . . .
BY 90/10/02TIME BY MAH$A| |

WHEN YOU WAKE UP...... TURN YOUR RADIO ON

AND YOU HEAR THIS SIMPLE SONG

THAT I MADE UP ... THAT I MADE UP FOR YOU...

BY 90/08/29TIME BY MAH$A| |

این موقع ... پارسال ...

دلم تنگ شده ...

دلم خیلی تنگ شده ...

BY 90/08/25TIME BY MAH$A| |

و من عاشق این هوام ..

بارون

بارون

بارون

و باز هم بارون

و من باز هم زیر بارون همه چیز فراموش میکنم ..

و فراموش میکنم چه هستم ..

چه کردم ..

BY 90/08/08TIME BY MAH$A| |

حوصلم سر رفته ...

میخوام یه کار متفاوت بکنم ..

شاید گند بزنم به همه چی .. اما مهم نیست چون حداقل حوصلم دیگه اون موقع سر نمیره ...!

خیلی حوصلم سر رفته ..

فقط حوصلم سر رفته ..

:دی

BY 90/08/02TIME BY MAH$A| |

کمی امشب سخت می گذرد جهان از کنار پنجره ام...

کمی امشب سخت می گذرد جهان از کنار پنجره ام...

کمی امشب سخت می گذرد جهان از کنار پنجره ام...

کمی امشب سخت می گذردجهان از کنار پنجره ام...

کمی امشب سخت می گذردجهان از کنار پنجره ام...

و من هیچوقت فراموش نمیکنم ..

و من هیچوقت نمی دانم چرا !

BY 90/07/22TIME BY MAH$A| |

من خوبم ..

خیلی خوبم ..

آنقدر خوبم که نمی توانم برایت توضیح بدهم خوب بودن یعنی چه ...

اصلا نمیتوان بگویم برای چه خوبم ..

فقط بدان خوبم و از این راه دور نگران من نباش ..


BY 90/07/19TIME BY MAH$A| |

 

بگو من که دنیا را پیچانده ام

 

چه کنم؟

 

خیالت اینجاست

و

 

      نمی پیچد...

 

)امین منصوری - کتاب داف و دیوانه)

BY 90/07/17TIME BY MAH$A| |

زندگی ..... !

چه واژه ی غریبیه ! نه ؟

هیچ وقت درکش نردم ....

یعنی میدونی ... اگه بخوای خیلی خوش بگذره بت باید کاراییو بکنی که حداقل نصفش کارای درستی نیست و سرانجامی نداره !

اگه بخوای اون کارارو نکنی و غرق نشی میشی یه آدمی که وسط یه اقیانوس رو آب شناوره .. نه میتونه شنا کنه برسه به جایی نه همون جا بمونه ... حداقل واسه من .... بعد خسته میشه ... 

دلم میخواد برم ...

برم یه جایی با قوانین متفاوت .. شاید یه خونه دیگه ... شاید یه خیابون دیگه یه شهر یا حتی کشور دیگه ... فرقی نمیکنه ...

دوس دارم خودم باشم اما یه مشکلاتی هست ...

آره عزیزم خیلی مشکل هست که اجازه نمیده خودم باشم ... می دونمم چرا تو هم نمیتونی خودت باشی ... از من هم نخواه ... نمی شه ... شاید دلایلم با تو فرق کنه شاید خودم هم با تو فرق کنم که میکنم .. خیلی هم فرق میکنم ... انگار هیشکی نمیتونه بپذیره اصل آدمو .. آخ که چقد دلم گرفت از آخرین صحبتامون ... اما درک میکنم ... قبول میکنم ... و دیگه هم برام مهم نمیشه چیزی .. کسی ... مکانی ...... میدونم اینا رو نمیخونی .. خیلی چیزا میخواستم بگم و نگفتم ... و نمیگم ... نه تنها به تو ... به خیلی ها ... نه عزیزم .. هیشکی جای ندا رو نمیگیره ... میدونم ... هیشکی جای تو رو نمیگیره ... شاید مجبورا یا توافقی بریم .. جدا از هم .. دور از هم ... اما هیشه برای هم یکی هستیم ... شاید با بقیه حرف بزنیم .. بخندیم ... اما جای همو نمیگیریم ... ازت ممنونم .... از تو خیلی ممنونم ... به خاطر همه چی ... به خاطر همه ....


پ.ن: این پست تقریبا مخاطب خاص داشت ..

پ.ن: همیشه مواظب تغییر متغیز ها باشین :)) ( به همه اونایی که میخونن)



BY 90/07/10TIME BY MAH$A| |

تابستون؟

تا اوایل ماه رمضون که همچنان مدرسه بودیم! بعدم که تعطیل شدیم آموزشگاه زبانمون همچنان پایداری میکرد! فوقش یکی دو هفته آرامش داشتیم اون اواسط که اونم تو خونه تشنه و گشنه تو گرما ترک دیوار میشمردیم! بعدم که امروز فاینال زبانمونه! فقط توروخدا دعا کنید پاس شم! دیگه ام که یک هفته و خرده ای مانده تا مهر که : پنجشنبه جمعه که مراسم سال پدربزرگمه! بعد یه حدودا دویست سیصد تا تست شیمیه که هنوز کتابشم نخریدم مونده باید بزنم ! پنج شیش تا ورقته تست ترکیبیات که اونو حتی لاشم باز نکردم! اول مهر هم احتمالا امتحان داریم ! مسافرت خارج شهر یکی دو بار تا بهشت زهرا رفتیم و برگشتیم :دی الانم هر کی میبینتم میگه تابستون خوش گذشته دیگه ؟؟؟؟؟؟؟

- بله ، عالی بود .همه چی بود .. فقط تابستون نبود! :(((((((((

BY 90/06/22TIME BY MAH$A| |

کاش چون پاییز بودم .... کاش چون پاییز بودم

کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم

برگ های آرزوهایم یکایک زرد می شد 

آفتاب دیدگانم سرد می شد

                                           آسمان سینه ام پر درد میشد

ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ می زد

اشکهایم همچو باران                           دامنم را رنگ میزد

وَه .. چه زیبا بود اگر پاییز بودم

وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم

شاعری در چشم من میخواند ....شعری آسمانی

در کنار قلب عاشق شعله میزد

در شرار آتش دردی نهانی

نغمه ی من ...

همچو آوای نسیم پر شکسته

عطر غم  می ریخت بر دل های خسته

پیش رویم :

                 چهره ی تلخ زمستان جوانی

پشت سر :

                آشوب تابستان عشقی ناگهانی

سینه ام منزلگه اندوه و درد و بد گمانی ..

BY 90/06/19TIME BY MAH$A| |

برای اینکه با زندگی روبرو شی ، همیشه فقط باهاش روبرو شو .

و برای اینکه بدونی اون چیه در نهایت میفهمی ، برای اینکه دوست داشته باشی اونو و بعد بذاریش کنار ...

همیشه سالها بین ماست

همیشه سالها ...

همیشه عشق ...

همیشه ساعتها ...

BY 90/06/17TIME BY MAH$A| |

چه حس خوبی داره ...

شب میخوابی کنار پنجره ..

پنجره رو باز میزاری ...

بارون میاد ..

میریزه رو پتوت ...

خیس خیسش میکنه ...

بعد دلت میگیره ...

گریه میکنی ..

میریزه رو متکات ...

خیس خیس میشه !

خیلی خوبه ...

BY 90/06/07TIME BY MAH$A| |

Design By : nightSelect.com